|
ماه رمضان،ماه عشق و دوستی،ماه مهمانی خدا مبارک باد
جمعه 15 شهریور1387
ضمن عرض تبریک به مناسبت ماه مبارک رمضان و ماه ضیافت الهی به همه ی دوستای خوبم،یه سری تصمیمات برا مدیریت وبلاگ گرفتم که امیدوارم مورد قبول عزیزانی که به وبلاگ ما سر میزنن واقع بشه.از جمله این برنامه ها اینه که می خوام قالب وبلاگم به صورت مناسبتی تغییر کنه که امیدوارم خوشتون بیاد.
مژده مژده ...شعبه ی دوم وبلاگ آدم برفی با آدرس www.snowman26.blogfa.com با موضوع عطار شناسی که بزرگترین منبع اینترنتی در این زمینه است افتتاح شد... llبرای تماس مستقیم با مدیر وبلاگ میتونیت با شماره همراه ایشون تماس بگیرین خوشحال می شیم اگه مستقیم نظراتتون رودر زمینه ی بهتر شدن مطالب وبلاگ با ما در میون بذارین.به امید روزی که ایران ما در دنیا حرف اول رو از لحاظ غنای ادبی بزنه...پل ارتباطی ما ۰۹۱۸۱۵۰۱۷۴۱ هستش.
خدا پس تو کجایی؟؟؟؟؟
چهارشنبه 30 مرداد1387 گناه من چي بود؟ مي شنوي؟ با توام... بگو كه من قبل از آمدن به اين دنياي سياه چه گناهي كرده بودم؟ چرا مرا به اين جا فرستادي؟ اين جا كه جز زجر و ستم چيزي نمي بينم... خسته شدم... اي كاش كور بودم تا نبينم كه دست فرزندي به روي مادر پيرش بلند مي شود... تا نبينم كه كودكان يتيم هنگام رسيدن به درس بابا نان داد چشمانشان پر از اشك مي شود... تا نبينم پسر بچه هايي كه براي سير كردن شكمشان در خيابان ها با چشماني كه از التماس لبريز اند مشغول آدامس فروشي باشند.... اي كاش كر بودم تا نشنوم صداي نوزادي كه از از بي مهري داد مي زند فرياد مي زند كه اي خدا گناه من چه بود كه اينك بايد در گوشه اي از خيابان منتظر مهر و محبت باشم... اي كاش كر بودم تا نشنوم كه پدري آرام زير لب مي گويد چه گونه به خانه برگردم فردا عيد است و من دست خالي.... اي كاش كر بودم تا نشنوم صداي احمق هايي كه براي رسيدن به اسكناس هاي پوچ كاغذي هرچه به دهانشان مي آيد به يكديگر نثار مي كنند.... اي خدا! اي خدا! اي كاش كر بودم تا نشنوم يكي آرام زير لب مي گويد: پس اي خدا تو كجايي؟ چرا صدايم را نمي شنوي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این مطلبو از تو وبلاگ یکی از دوستان کپی برداری کردم.
نامه ای به خواهران مسلمانم
جمعه 11 مرداد1387 هيچ طلا فروشی طلايش را بر كوی و برزن فرياد نمی زند . هيچ دست فروشی بر سر كوی و برزن گوهر نمی فروشد . اين سيب و پياز و هندوانه است كه بر سر چهار راه ها و كنار خيابان عرضه می گردد . دخترهای جهان در همه ی شما گوهر هايی از طلای معنويت است " جنس وجود شما از لبو و شلغم نيست بگرديد گوهرهای وجودتان را پيدا كنيد . هست حتما هست. ممكن است گرد و خاك گرفته باشد" ممكن است لغزش و نگاه بد آلوده اش كرده باشد" اما گوهر در وجود شما هست ترديد نكنيد. نه فقط فطرت بلكه گوهر نجابت"حيا" عفت"صفا" مهر و صداقت همه در وجود شما هست و اندام شما ظرف اين جواهرات است هيچ فكر كرده ايد اگر كسی به اين ظرف دست پيدا كند اين همه جواهرات را اگر نبرد لا اقل آلوده اش می كند. اينقدر ساده انديش نباشيد"اينقدر خودتان را دست كم نگيريد"روزگار بدی است"اغلب آدمها بر گرد كعبه ی نفس خويش می گردند"اكثر مردم منافع خويش را طواف می كنند"هيچ كس از گوهر رايگان كنار خيابان چشم نمی پوشد " به دنبال صاحبش نمی گردد. مردم دنيا دچار فراموشی شده اند"هيچ كس يادش نيست كه در كدام ايستگاه قطار سوار شده است . اغلب گمان برده اند كه اين قطار همان مقصد است"آنقدر گيج و گنگ اند كه حركتش را نمی بينند " جابه جايی اش را نمی فهمند . رحل اقامت گسترده اند و رخت خواب ماندن پهن كرده اند . مردی را ديدم كه بر گلهای نو رسته پا می نهاد و كسی او را شماتت نمی كرد "دختری را ديدم كه دندان های نجابتش را می كشيد و همه برايش هورا می كشيدند و او با دندانهای مصنوعی آدامس حسرت می جويد. زنی را ديدم كه قلب خود را بر بند نازك هوس پهن كرده بود و يك عمر اعانه ی را بطه می خريد " مردی را ديدم كه در چشمانش دشنه می ساخت و دختران نا بينا بر او سلام می كردند. ((دنيا ميل به انحطاط پيدا كرده وتا زمانی كه شما بر چكاد ايمان ايستاده ايد هيچ احدی نمی تواند شما را گمراه كند.))
كلمه «ماشينتحرير» (TYPEWRITER)طولانيترين كلمهاي است كه ميتوان با استفاده از حروف تنها يك رديف كيبورد ساخت.
ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره ی راه رفتن کسی قضاوت کنم, کمی با کفش های او راه بروم (دکتر علی شریعتی)
اسکار وایلد : بچه ها در ابتدا عاشق والدین خود هستند ، بزرگتر که می شوند آنان را به محاکمه می کشند و هنگامی که خود صاحب فرزند شدند والدین خود را می بخشند .
تفاوت عشق در ملل مختلف
چهارشنبه 26 تیر1387 اسپانيايي ها ميگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتر است "ايتاليايي ها ميگن: "عشق يعني ترس از دست دادن تو ! " ايراني ها ميگن : "عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود ...
سخن بزرگان
چهارشنبه 26 تیر1387 نامه ی چارلی چاپلین به دخترش : تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی بدن عریان خودت را نشان نده هیچ وقت چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان مکن قلبت را خالی نگاه دار اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن که فقط یک نفر باشد و به او بگو که تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم زیرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز.
چارلي چاپلين: با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه،رختخواب خريد ولي خواب نه،ساعت خريد ولي زمان نه، مي توان مقام خريد ولي احترام نه،مي توان کتاب خريد ولي دانش نه،دارو خريد ولي سلامتي نه، خانه خريد ولي زندگي نه و بالاخره ، مي توان قلب خريد، ولي عشق را نه.
خدا را خوش نمی آید
چهارشنبه 26 تیر1387 گناهم را نميدانم، تقاصم را سبکتر کن، مرا اين گونه آزردن، خدا را خوش نميآيد، مرا از غم رهايم کن، جوابي ده مرا يارا که اين سان بودن و مردن، خدا را خوش نميآيد، بگو جانا گناهم چيست که اينگونه سزاوارم؟ که هر شب خون دل خوردن خدا را خوش نميآيد، دلي پر درد و آه دارم، که آن را غرور من بها دار زير پا بردن خدا را خوش نميآيد
|
|